چشم خمار (گلشنا) احمدزاده بندرشرفخانه

 

هراسم از نگاه چشم مست است

               که امشب چشم ساقی می پرست است

چنان آلوده  ی چشم خمارم

                   ندانستم که ساقی چیره دست است

بخوان ساقی مرا مشتاق می کن

                   دلم امشب به میخانه به بست است

اگر مجنون شدم بر من ننالید

               به می سیراب کن وین از الست است

رهایم (گلشنا) در زیر پایش

                      مرا اقبال اول هرچه هست است

                                                                                        (گلشنا)

31 نظر برای چشم خمار (گلشنا) احمدزاده بندرشرفخانه

  1. الما می‌گه:

    سلام
    بازم مثل همیشه عالی
    مرسی از حضورتون

  2. وکیل ملکی می‌گه:

    سلام متشکرم خیلی خوب بود به سایت ما سر بزنید

  3. تابستان گرمیست ومن در نبودت سرمای عجیبی بر تن دارم….!!

  4. در این غوغای احساسات….به دنیال چــــــــــــــــه می گردی..؟!

    قلب من تنهای تنهاست….چرا به دنیال گناهش می گردی…؟!

    تصورت از من چیست…..که هرلحظه به دنیال اشتباهاتم می گردی؟!

    نکند از نگاه بی پروایم می ترسی…تا مبادا قلب سنگیت رامم شود….!
    ………………………………….

    سلامی دوباره…><

  5. زرین قلم می‌گه:

    سلام
    عبادات قبول والتماس دعا.

  6. سپیدبانو می‌گه:

    بزرگ ترین الماس جهان آفتاب است، که خوشبختانه بر گردن همه می درخشد.

  7. نازلی می‌گه:

    خــــدایا
    شب قدر است و قدر شب قدر تو میدانی
    به قدر من ننگر، قدر خویش اعطا کن . . .
    ایام شهادت تسلیت …

  8. سلام
    طاعات و عبادات قبول درگاه حق
    ممنونم که بهم سر زدید
    موفق باشید
    عالی بود

  9. نجلا می‌گه:

    سلام جناب گلشن بزرگوار
    طاعات و عبادات قبول
    پیشاپیش عیدتان مبارک

  10. مرضیه نظامی می‌گه:

    سلام و عرض ادب …
    بزرگوار بعد از مدتها با یک کار جدید به روز و منتظر حضورتان هستم

  11. ترمه می‌گه:

    اگر می خوانم،می جویم،می یابم و می گویم،انگیزه ام دردی است که ریشه در جانم دارد و
    اگر از اینهمه سر بتابم درد با جان یکی شده ،خواهدم کشت. بیماری مرگ آوری هست که به
    تاریخ ، فرهنگ ، مذهب و مردممان هجوم آورده است و یک لحظه غفلت همه چیز را نابود
    خواهد کرد . این است که آرام نمی یابم ، چرا که درد شدیدتر از آن است که فرصت
    آرامشی دهد و بیماران، به مرگ نزدیک تر از آن که بتوان به خوشایند و بدآیند دیگران
    اندیشید…
    .
    “با عرض سلام ، ادب و احترام”

  12. مزضیه نظامی می‌گه:

    سلام و عرض ادب با یک کار جدید به روز و منتظر حضور شما هستم

  13. الما می‌گه:

    اگر خواستن از دل باشد . . .
    اگر شور و خواهش باشد . . .
    با برق نگاهی هم . . .
    هویدای و آشکار باشد . . .

    دوست داشته باشی . . .
    می داند دوست داشتنت را . . !!!

نظر دهید

*