سراب (گلشنا) احمدزاده بندرشرفخانه

 

اگر روزی جهان را  بی نهایت   آب گیرد                       

اگر دل های  عالم  را همه   خوناب گیرد                       

اگر شب ها ی  یلدایی  همه  مهتاب گیرد

اگر خورشید عالم  را دما دم  خواب گیرد

اگرمشرق سحرگاهان همه سرخاب گیرد

اگرماه و زمین از جای خود پرتاب  گیرد

اگرانسان رسد جایی که  فتح الباب گیرد

اگر انسان هزاران   شهرت و القاب گیرد

جهان بی تو برای من سراب است

                         ( گلشنا )

20 نظر برای سراب (گلشنا) احمدزاده بندرشرفخانه

  1. گلشنا می‌گه:

    از نظرات شما ممنونم

  2. ریحانه می‌گه:

    ممنون…
    شعر های شما هم زیباست…

  3. سید می‌گه:

    سلام
    دست مریزاد . زیبا بود . خدا قوت

  4. رویا می‌گه:

    سلام
    ممنونم از دعا های شما حالم خوبه

  5. نازلی می‌گه:

    سلام.استاد.
    مثل همیشه زیبا وبینظیر. قلمتان مستدام.

  6. رویا می‌گه:

    جوانی می خواست زن بگیرد به پیرزنی سفارش کرد تا برای او دختری پیدا کند. پیرزن به جستجو پرداخت، دختری را پیدا کرد و به جوان معرفی کرد وگفت این دختر از هر جهت سعادت شما را در زندگی فراهم خواهد کرد.
    جوان گفت: شنیده ام قد او کوتاه است!
    پیرزن گفت:اتفاقا این صفت بسیار خوبی است، زیرا لباس های خانم ارزان تر تمام می شود!

    جوان گفت: شنیده ام زبانش هم لکنت دارد!
    پیرزن گفت: این هم دیگر نعمتی است زیرا …

    می دانید که عیب بزرگ زن ها پر حرفی است اما این دختر چون لکنت زبان دارد پر حرفی نمی کند و سرت را به درد نمی آورد!

    جوان گفت: خانم همسایه گفته است که چشمش هم معیوب است!
    پیرزن گفت: درست است ، این هم یکی از خوشبختی هاست که کسی مزاحم آسایش شما نمی شود و به او طمع نمی برد.

    جوان گفت: شنیده ام پایش هم می لنگد و این عیب بزرگی است!
    پیرزن گفت: شما تجربه ندارید، نمی دانید که این صفت ، باعث می شود که خانمتان کمتر از خانه بیرون برود و علاوه بر سالم ماندن، هر روز هم از خیابان گردی ، خرج برایت نمی تراشد!

    جوان گفت: این همه به کنار، ولی شنیده ام که عقل درستی هم ندارد!
    پیرزن گفت: ای وای، شما مرد ها چقدر بهانه گیر هستید، پس یعنی می خواستی عروس به این نازنینی، این یک عیب کوچک را هم نداشته

  7. ترمه می‌گه:

    خدایا بیا پشت آن پنجره که وا میشود رو به سوی دلم !
    بیا پرده ها را کناری بزن که نورت بتابد به روی دلم !
    خدایا کمک کن که پروانه ی شعر من جان بگیرد
    کمی هم به فکر دلم باش ، مبادا بمیرد
    خدایا دلم را که هر شب نفس می کشد در هوایت
    اگرچه شکسته ، شبی می فرستم برایت…

  8. مرضیه فریاد می‌گه:

    لایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــک

  9. مرضیه فریاد می‌گه:

    البته واقعأ خدا مهربون مهربوناست…

نظر دهید

*