‫ درد دل (گلشنا) احمدزاده بندرشرفخانه – گلشنا – اشعار و دست نوشته های مهدی قلی احمدزاده‬

درد دل (گلشنا) احمدزاده بندرشرفخانه

عالمی را خلق کردم خود درونش مانده ام

گریه دارد،اشک دارد،چشمها پرآب نیست

آسمانش پر ستاره

خاطرم آید شب آمد آسمان بی ماه بود

ساختم چاهی درونش آب داشت

ماه را دیدم درون چاه بود

می روم انبوهی ازغم  با دلم دمساز نیست

کس نمی گوید به من آخر کجا آغاز نیست

باغ ها کم گل ،شکوفه کم رمق

نهرها کم آب ،صدای آب نیست

اندلببان قهر قهرند

ناله هست ، فریاد هست  آواز نیست

می سپارم دل به صحرا

خواب می خواند بخوانم خواب نیست

نه خبر دارم ازاو نه او خبر دارد زمن

درد هست ، همدرد نیست همرازنیست

 (گلشنا) روشن نما مطلب به ظاهر باز نیست

  شعر من ازدل برآید عشق باشد ناز نیست

                                                             (گلشنا)

54 نظر برای درد دل (گلشنا) احمدزاده بندرشرفخانه

  1. گلشنا می‌گه:

    ممنون از نظر پر لطف شما

  2. رویا می‌گه:

    سلام استاد امروز خیلی دلم گرفته بود باخواندن این شعر بغضم ترکید وسبک شدم
    ممنونم

  3. Sahar می‌گه:

    سلام کلشن عزیز ، عید شمام مبارککککککککککککککککککک البته با کمی تاخیررررر، امیدوارم هرجای این سرزمین سبز که هستید همیشه موفق و شاد باشی و دنیا به کامت

  4. فاطمه می‌گه:

    خیلی زیبا بود عزیزم

  5. بردیا می‌گه:

    سلام!

    برا تولد آجیم یه وبلاگ درست کردم.

    میخام تا روز تولدش براش به اندازه سال تولدش کامنت جمع کنم.

    ممنون میشم بیایین و تبریک بگین

  6. زهرا می‌گه:

    الی بود عزیزم مثل همیشه

  7. دخترقم می‌گه:

    احسنت
    بسیارزیباست
    منتظر حضور و نظر ارزشمنتونم.

  8. تینا می‌گه:

    سلام

    وبت عالیه خیلی خوشم اومد

    با تبادل لینک موافقی؟

  9. khodai می‌گه:

    همچون باران باش ، رنج جدا شدن از آسمان را در سبز کردن زندگی جبران کن . .

  10. khodai می‌گه:

    سلام….
    بسیار زیبا و دلنشین بود.دستت درد نکنه

  11. نسترن می‌گه:

    نه خبر دارم ازاو نه او خبر دارد زمن
    درد هست ، همدرد نیست همرازنیست

    سلام استاد گلشن همیشه عزیز

  12. گلشنا می‌گه:

    خدایی ممنونم لطف شما زیاد

  13. گلشنا می‌گه:

    نسترن شما زیبا مینگرید ممنونم

  14. دخترقم می‌گه:

    با سلام
    منتظر حضور و نظر ارزشمندتونم.
    موفق باشید.

  15. مریم می‌گه:

    سلام دوست عزیز امیدوارم خوب باشی شرمندم مدتی به دلایلی نشد به دوستان سر بزنم از جمله شما امیدوارم از این به بعد بیشتر بهم سر بزنیم موفق باشید و پایدار.

  16. رویا می‌گه:

    گفته اند اسبی به بیماری گرفتار آمد و پشت دروازه شهر بیفتاد .
    صاحب اسب او را رها کرده و به داخل شهر شد مردم به او گفتند اسبت از چه بابت به این روزگار پرنکبت بیفتاد
    و مرد گفت از آنجایی که غمخواران نازنینی همچون شما نداشت و مجبور بود دائم برای من بار حمل کند.

    یکی گفت براستی چنین است من هم مانند اسب تو شده ام.
    مردم به هیکل نحیف او نظری انداختند و او گفت زن و فرزندانم تا توان داشتم و بار می کشیدم در کنارم بودند
    و امروز من هم مانند اسب این مرد تنهایم و لحظه رفتنم را انتظار می کشم.

    می گویند آن مرد نحیف هر روز کاسه ایی آب از لب جوی برداشته و برای اسب نحیف تر از خود می برد
    و در کنار اسب می نشست و راز دل می گفت. چند روز که گذشت اسب بر روی پای ایستاد و همراه پیرمرد به بازار شد.
    صاحب اسب و مردم متعجب شدند. او را گفتند چطور برخواست.

    پیرمرد خنده ایی کرد و گفت از آنجایی که دوستی همچون من یافت که تنهایش نگذاشتم
    و در روز سختی کنارش بودم.

  17. zahra می‌گه:

    لایق من کسی نیست جز آنکسی ک . . .مرا انتخاب کند ن امتحان . . . . مرا نگاه کند ن اینکه بیند . . . مرا حس کند ن اینکه لمس کند . . . مرا بسازد ن اینکه بسوزاند . . . مرا بیاراند نه اینکه بیازارد . . . مرا بخنداندنه برنجاند . . . مرا دوست بدارد و بدارد وبدارد. . .
    Apam…montazeret hastam

  18. khodai می‌گه:

    صدای باران زیباترین ترانه خداست که طنینش زندگی را برای ما تکرار می کند؛ نکند فقط به گل آلودگی کفشهایمان بیندیشیم ..

  19. zahra می‌گه:

    خدایامارو ببخش که در کار خیریا “جار” زدیم یا “جا” زدیم…!!
    Mamnoonam az hozuret duste azizam

  20. zahra می‌گه:

    گاهــــــــــــــی دِلـــــــم تفــــــــــــریح ناسالم می خــــــــــــواد….مثــــــــــــــــل فکر کــــــــــــردن به تـــــــــــــــــو !

  21. zahra می‌گه:

    بیزارمـــ از این خوابـــ هاکه هر شبـــــ مرا به آغوش تــــو می آوردو…صبح هـــا با اشکـــ از تو جدایمـــ میکـــند…

  22. سمیه می‌گه:

    چشمهایت را ببند ، در دلت با خدا سخن بگو ، به همان زبان ساده ی خودت سخن بگو ؛ هرچه میخواهی بگو ، او میشنود … شاید بخواهی تورا ببخشد ، با آرزویی داری ، شاید دعایی برای یک عزیز و یا شکرش ، بگو میشنود . . . این لحظه ی زیبا را برای خودت تکرار کن ؛ پرواز دلت را حس خواهی کرد ..
    . سلام بزرگوار صبح سبزتابستانی ماه شعبانی شما سراسر پاکی و صفا
    لبخند خدا سبزی آرزوهایتان وحافظ شما و خانواده ارزشمندتان
    التماس دعا

  23. شاپرک می‌گه:

    وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
    که در طریقت ما کافری ست رنجیدن

  24. zahra می‌گه:

    از خودم
    دور می شوم
    تا به تو
    نزدیکتر باشم
    این روزها
    “خیال”
    تنها راهِ با تو بودن است

  25. دخترقم می‌گه:

    حلول ماه بهار قران شهر الرمضان مبارک

  26. تینا می‌گه:

    سلام واقعا شعر هات عالیه ادم ارا مش میگیره برد ایران با لهستان هم بهت تبریک میگم

  27. مریم می‌گه:

    ماه مبارک آمد، ای دوستان بشارت

    کز سوی دوست ما را هر دم رسد اشارت

    آمد نوید رحمت، ای دل ز خواب برخیز

    باشد که باقی عمر، جبران شود خسارت

    فرارسیدن ماه میهمانی خدا مبـــــــــارک

  28. khodai می‌گه:

    روزه هنگام سوال است و دعا
    پر زدن با بال همت تا خدا

    شهر یکرنگی و بی آلایشی
    ماه تقصیر و گنه فرسایشی

    عاشقان معشوق خود پیدا کنند
    تا سحر در گوش او نجوا کنند

    درد خود گویند با درمان خویش
    با طبیب و یا انیس جان خویش . . .
    +سلام…حلول ماه مبارک رمضان بر شما مبارک باد

  29. zahra می‌گه:

    بعضی از اشیا حس دارند …
    گریه می کنند … مثل بالشت من …
    هرشب غرق اشک است !
    Apam duste khubam…montazeretam

  30. تینا می‌گه:

    ممنون که سر زدی

  31. مریم می‌گه:

    عید فطر بر شما و خانواده گرامی مبارک.[گل]

  32. دریا می‌گه:

    عید شما هم مبارک.ممنون که به من سر زدید.
    زیبا می نویسید.موفق باشید
    بازم بهمن سر بزنید

نظر دهید

*