بایگانی برای بهمن , ۱۳۹۲

فردای عشق(گلشن) احمدزاده بندرشرفخانه

سال نو  مبارک

 تا دیده و دل روی تورا دید
رفتی وزدیوارو زدرخاطره بارید

آشفته شدم ازغم فردای جدایی

ازاین دل دربند تو با قید رهایی

دیدار دوباره به تمنای دلم شد

دیوانه شدم خانه دل ولوله افتاد

باریدن اشک از بصرمن که خطا نیست

لبخند ملیح تو جفا بود؛ جفا کرد

با این دل دیوانه ندانی که چه ها کرد

صبرم بسر آمد

در روزنه چشم دلت جای گرفتم

دل دادی و رفتی ؛سخن عشق رها شد

من ماندم و کوهی ؛غم تو تیشه ی فرهاد

با این دل دیوانه ؛به خونخانه ی فریاد

آزار سخن های به دل مانده ی استاد

فریاد کنم بغض گلو را کنم آزاد

(گلشن)سخن عشق زجایی دگر آمد

باشد که خطای دل دیوانه ی من نیست

از دل به در آمد

                         (گلشن)

تومما میشوو کونلومون آوندی سن
.

سن گونئی ین شانلی دماوندی سن